پرازخالی |
|
+نوشته شده درچهارشنبه 6 آبان1388ساعت 10:21 توسط سجاد |
همیشه مست
+نوشته شده درچهارشنبه 29 مهر1388ساعت 17:5 توسط سجاد |
بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند یادگاران کهن مانا ترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد و چاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان از آه بود برگ دفتر ها به رنگ کاه بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی با پا روی برگ همکلاسیهای من یادم کنید باز هم در کوچه فریادم کنید همکلاسیهای درد و رنج و کار بچه های جامه های وصله دار بچه های دکه سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می شد باز کوچک می شدیم لا اقل یک روز کودک می شدیم یاد آن آموزگار ساده پوش یاد آن گچها که بودش روی دوش ای معلم نام و هم یادت به خیر یاد درس آب و بابایت به خیر ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن
+نوشته شده دردوشنبه 27 مهر1388ساعت 10:29 توسط سجاد |
+نوشته شده دردوشنبه 6 مهر1388ساعت 13:8 توسط سجاد |
دلیل رفتنت چی بود . . . نه باورم نمی شه که تو منو از یاد ببری تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری چشمای من خشک شد به در حالا کی بی وفاتره حالا پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره اینو بدون دستای من گرمی دستات می خواد تورو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیاد حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه تورو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده بهش بگین سراغشو از کس و ناکس میگیرم بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه می گن یکی تو قلبشه جونمو آتیش می زنه فقط خدا ازت می خوام دست توی دستاش بزارم جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم بازم می گم دوستت دارم کاش عشقمون جون بگیره برگرد بیا به کلبمون تا سر و سامون بگیره ببخش اگه قسمت نشد توی چشات نگاه کنم یا سر رو شونت بزارم اسم تو رو صدا کنم توهم منو بزار برو اما بدون رسمش نبود جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود اون که نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده
+نوشته شده درجمعه 3 مهر1388ساعت 1:59 توسط سجاد |
همیشه قصه این بوده ، تو یک لحظه تو یک دیدار یک زخم از زهر یک لبخند ، تمام عمر فقط یکبار پس از اون زخم پروردن ، پس از اون عادت و تکرار ولی نصف یه روح این ور، یه نیمه اون ور دیوار خودت نیستی صدات مونده ، صدات چشمامو گریونده دلم روی زمین مونده ، فقط از تو همین مونده
+نوشته شده درسه شنبه 24 شهریور1388ساعت 11:3 توسط سجاد |
به من خوبی نکن شاید برای هر دومون بدشه نشستم تو دل طوفان بذار آب از سرم رد شه به من خوبی نکن وقتی کنار من نمی مونی نگو بد میشم از فردا تو که دیدی نمی تونی چه وقتایی که بد میشی چه وقتایی که آشوبی تمام درد من این است تو هر کاری کنی خوبی من از تو از خودم از ما از این احساس ترسیدم تو باید جای من باشی ببینی در تو چی دیدم تو باید جای من باشی بفهمی من چرا تنهام بفهمی چی بهت میگم ببینی از تو چی میخوام
+نوشته شده درجمعه 13 شهریور1388ساعت 0:24 توسط سجاد |
اگه تو مال من بودی اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع می کرد اگه تو مال من بودی کلاغ به خونش می رسید مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش می رسید اگه تو مال من بودی همه خبردار می شدن ترانه های عاشقی رو سرم آوار می شدن اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدیم پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم اگه تو مال من بودی انقد غریب نمی شدم من چی می خواستم از خدا دیگه اگه پیشت بودم اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت می شد قصه ی عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت می شد اگه تو مال من بودی می بردمت یه جای دور یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور اگه تو مال من بودی ، می ذاشتمت روی چشام بارون می خواستی می بارید ، ابر سفید گریه هام اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت شمعی که پروانه داره ، اشک غم انگیز نمی ریخت اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت آدما دارا می شدن ، دنیا دیگه فقیر نداشت اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی پس می رم و می کشمت پیش خودم تو نقاشی
+نوشته شده درجمعه 30 مرداد1388ساعت 0:46 توسط سجاد |
خداوندی خدا روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت... فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می اید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود " با من بگو از انچه سنگینی سینه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكی داشتم، ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم ؟ كجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. انگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی. اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد....
+نوشته شده دریکشنبه 25 مرداد1388ساعت 10:9 توسط سجاد |
زير درخت آرزو مي خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه من باشم و تو باشي يك شب مهتابي باشه مي خوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري مي خوام يه حرفي بزنم كه ديگه تنهام نذاري مي خوام برات از آسمون ياساي خوشبو بچينم مي خوام شبا عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم مي خوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني از تو كتاب زندگيم يه حرف رنگي بخوني امشب مي خوام براي تو يه فال حافظ بگيرم اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم امشب مي خوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم براي خوشبخت شدنت خدا خدا خدا كنم امشب مي خوام رو آسمون عكس چشات رو بكشم اگه نگاهم نكني ناز نگاتو بكشم
+نوشته شده درشنبه 24 مرداد1388ساعت 0:43 توسط سجاد | |
من دلم ميخواهد پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين 88/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 پيوندها طراح قالب |